Sarwin

چگونه طراح نورپرداز باشیم؟


نویسنده: امیر پُل رودی تاریخ ایجاد: ۱۳۹۸/۰۷/۱۱ گروه: طراحی داخلی بازدید: 3453 پسند:

lighting design

طراحی نور یعنی چه؟

- تیم روتلج : در ابتدا برای سرگرمی و همینطور در صنعت تبلیغات نورپردازی میکردم. پس از تحویل یک طراحی بصری ، به حس و حال به وجود آمده به دقت نگاه میکنم. سعی میکنم با کمک کارگردان هنری کمی ایده هارا خلاصه سازی کنم. این فضا و مود ممکن است در ارتباط با هرچیزی باشد، مثلا موسیقی راک یا یک تئاتر یا حتی برنامه تلوزیونی. یک طراح نورپرداز به طور عمیقی با مساله زیبایی شناسی در پروژه درگیر است و همواره دوشادوش طراح صحنه و مسوول جلوه های ویژه فعالیت میکند.

سابقه تحصیلی شما چیست؟
- در جوانی از تئاتر شروع کردم ، پشت صحنه به عوامل نور کمک میکردم، حدودا سال 1993 بود، توانستم مدرک پیش دانشگاهی در زمینه تکنیکال تئاتر را از کالج موزیک و درام رویال ولش کسب کنم. این موضوع باعث پیشرفت من در کارهای پشت صحنه شده است.
من همیشه می دانستم که می خواهم نورپردازی کنم ، بنابراین در سال های دوم و سوم تحصیل نورپردازی را تخصصی دنبال کردم. اما تمام مهارتهایی که در دوران تحصیل آموخته ام به من در کار خود کمک کرده است، برقراری ارتباط با افراد مختلف ، نشانه گذاری ، تنظیم تغییرات ، نورپردازی ، جلوه های صوتی و مدیریت صحنه.
من از سنین جوانی به هنر و طراحی علاقه داشتم. پدرم اغلب مرا به گالری می برد. من به عنوان یک کودک چشم به طراحی داشتم و خودم پوسترها را طراحی می کردم. من این علاقه را به ترکیبی از طراحی و مهارت های فنی افزایش دادم که منجر به کارهایی شد که امروز انجام می دهم.

lighting design

تابحال ماجراجویی شغلی شما به چه شکل بوده؟
بسیار جسته و گریخته بوده، به طوری ک میتوانم بگویم خیلی نرمال نیست. بعد از دانشگاه ، من به عنوان یک اپراتور روشنایی در تلویزیون شروع کردم به پادویی کردن و سپس برای کار به یک شرکت اجاره ای رفتم، که تجهیزات و مجموعه هایی را برای نمایش های صحنه فراهم می کرد. من طراح روشنایی داخلی شرکت شدم، اما اکثر اوقات در مشاغل مختلف نیز شرکت می کردم ، مانند رویدادهای شرکت. بعد از 10 سال از این کار ، در اواسط دهه 2000 ، فهمیدم که دیگر نمی توانم این کار را انجام دهم ، و واقعاً می خواستم به موسیقی و تلویزیون بروم. بنابراین به تنهایی شروع به کار کردم و سعی کردم مشتری های خودم را پیداکنم. در ابتدا به تلوزیون رفتم و برنامه ریز نور برای بی بی سی وان و کانال چهار شدم.

چه چیزی در ابتدا شما را جذب نورپردازی کرد؟
تا سن 14 سالگی ، خیلی دوست داشتم بازیگر شوم. اما یکی از دوستانم در تئاترهای جوانی مرا به سمت نورپردازی برد و فهمیدم که نمی خواهم روی صحنه بروم. من به عنوان یک تکنسین در یک پروژه با او در یک جشنواره موسیقی کار کردم و بعد از آن کاملا مجذوب این هنر شدم. سپس دانشگاه من را تشویق به آزمایش و انجام کارهای خلاقانه با نور، مانند چراغ های سقفی روی سقف یک ساختمان و از بیرون از پنجره های تئاتر کرد.

lighting design

طراحی روشنایی تا چه اندازه با سایر رشته های طراحی قرابت دارد؟
یک عنصر طراحی و مهندسی محصول برای شما وجود دارد و باید این ایده را به یک ایده پولساز تبدیل کنید.( بسیاری از طراحی های نورپردازی در فضای تمرین اتفاق می افتد ، اما شما باید ایده خلاقانه را نیز روی کاغذ منتقل کنید تا به آن نقطه برسید.من نقشه های فنی زیادی را در دو بعد طراحی می کنم و تصاویر را برای مشتری میفرستم.) در آخر، شما در حال طراحی کانسپت خود به صورت سه بعدی در هوا هستید ، در اصل با نور نقاشی می کنید ، اما باید آن را بر روی کاغذ و همچنین دنیای واقعی تولید کنید. همچنین با معماری همپوشانی دارد ، زیرا شما باید در مورد فضاهای داخلی و خارجی فکر کنید ، و مرتباً از طریق تیرهای روشنایی اشکالی را ایجاد کنید و به این فکر کنید که چرا و چراغ ها را کجا و چگونه آویزان کنید.

یک روز کاری معمولی شما به چه شکل سپری میشود؟
روزهای من بین کار در استودیوی شخصی من در باغ و کار در سایت تقسیم شده است. کار را روی یک پروژه حدود شش ماه قبل از شروع تور شروع می کنم. من با طراحان دیگر می نشینم و خلاصه ای(بریف) را بررسی می کنم ، که توسط یک کارگردان خلاق موزیک ویدیو و گاه خود موزیسین تنظیم شده است. طراح مجموعه ، مجموعه کلی را ترسیم می کند و در مورد امکان سنجی صحبت می کند ، سپس یک مهندس تصمیم میگیرد که چگونه ساخته شود. سپس در مورد چگونگی ادغام نور فکر خواهم کرد. سپس ، کار در استودیوی من شروع خواهد شد ، جایی که من تمایل دارم ساعتهای عادی ، 9 صبح تا 5 عصر کار کنم. من یک میز روشنایی و یک شبیه ساز واقعیت مجازی دارم. نیمی از روز صرف طراحی در این روش ، وارد کردن طرح مجموعه ، قرار دادن چراغ ها و کار کردن زاویه ها می شود ، سپس نیمی دیگر صرف تجزیه و تحلیل موسیقی برای نمایش می شود. هدفون خود را قرار می دهم و موسیقی را بیت به بیت تفکیک می کنم و به این فکر می کنم که چگونه نور در دقیقه به ضربان یک آهنگ واکنش نشان می دهد. لحظاتی مثل صدای طبل.
از آنجا که خیلی دور از تور نیستم ، سعی می کنم به موقع پایان دهم تا خانواده ام را ببینم و در برنامه های مدرسه بچه ها کمک کنم. من مشتری های آمریکایی زیادی دارم ، بنابراین سعی می کنم تماس های کنفرانس را تا ساعت 8 یا 9 بعد از ظهر به عقب برگردانم ، بنابراین می توانم اول وقت خانواده داشته باشم. با شروع تمرینات ، روزهای حضور در محل شروع می شود. این جایی است که من از نمایشی که در ابتدا در استودیوی خود برنامه ریزی کردم ،رونمایی میکنم. سپس از ساعات پایانی روز شروع و تا صبح روز بعد تمامش میکنم. من غالباً صبح ها به سالن ورزشی می روم ، بعد از ساعت ناهار شروع می کنیم و به ارزیابی فضا و انجام کارهای فنی می پردازیم. ما اوایل بعد از ظهر صحنه را برای مجریان ترک میکنیم و تمرینات اجرا را مشاهده خواهیم کرد. کار من واقعاً حوالی ساعت 9 بعد از ظهر شروع می شود - به محض اینکه همه مجریان از آنجا خارج شدند ، ما می نشینیم و برنامه را با جزئیات برنامه ریزی می کنیم ، تا ساعت 2 صبح یا 3 صبح کار می کنم.اگر یک نمایش در فضای باز است ، مانند تور استادیوم دختران اسپیس ، ما باید صبر کنیم تا تاریک شود قبل از اینکه بتوانیم کار کنیم.

lighting design

شغل شما چه میزان چالش های خلاقانه در خود دارد؟
ابتدا اینگونه بود که در کنار یک بند موسیقی یا در یک فضا چند نور قرار داده میشد. اکنون رقابت برای ایجاد نمایش های جدید و متفاوت وجود دارد. این خلاقیت ها فقط مربوط به فناوری های جدید نیست، به طور مثال برای تور سم اسمیت از من خواسته شد تا تمام تجهیزات را مخفی کنم، بنابراین مجبور شدم دکل را آنگونه که لازم است بازطراحی کنم. این فقط مربوط به حلق آویز کردن چراغها و ایجاد نور شدید نیست،بلکه راجع به انجام کارهایی است که قبلاً هیچ کس فکرش را هم نمی کرده است.

چقدر با طراحان دیگر همکاری نزدیکی دارید؟
شما اغلب با یک تیم کامل از افراد خلاق کار می کنید. بستگی به اندازه کنسرت دارد ، مثلا اگر این یک کنسرت از بیانسی باشد ، عموماً یک تهیه کننده حداقل از یک طراح مجموعه ، طراح جلوه های ویژه و طراح نورپردازی استفاده می کند.
برای اینکه یک طراح نورپردازی باشید به چه نقاط قوت نیاز دارید؟
برای این کار لازم به کمی سیاست و خلاقیت ذاتی دارید. شما باید درخواست های مشتری ها را مدیریت کنید و ایده آل هایشان را به واقعیت نزدیک کنید. شما همچنین به مهارت های خوب افراد و احساس طنز گسترده نیاز دارید ، مهم است که فروتن باشید و به یاد داشته باشید که یک نمایش مجموعه ای از تمام اجزای آن است ، نه فقط روشنایی . نقاطی وجود دارد که نور می درخشد ، اما زیبایی بصری ای وجود ندارد و فضا بی هویت است.

بهترین قسمت های کار شما کدام است؟
بهترین قسمت زمانیست که شاهد ثمره تلاش هایتان هستید. صادقانه به نوعی احساس غرور میکنید. خصوصا زمانیکه از طرف مردم بازخورد مثبت دریافت کنید این احساس دوچندان میشود.
بدترین قسمت های کار شما کدام است؟
ساعات طولانی و دور بودن محل کار از خانه باعث میشود که ساعت 4 برای شام خوردن به خانه برسم و این عذاب آور است.

برای کسانی که میخواهند این کار را آغاز کنند چه پیشنهادی دارید؟
از هر فرصتی در هر بخش از صنعت استفاده کنید و سعی کنید خیلی نگران پول نباشید (می دانم که این کار سختی است). آماده باشید تا از کوچکترین نمایش ها یاد بگیرید. هر روز چیز جدیدی یاد می گیرم ، و 22 سال است که این کار را انجام می دهم. در این شغل فقط به کسانی که میخواند کارهای خلاقانه انجام بدهند وجود ندارد، بلکه به برنامه نویسان و تکنسین های خوب هم شدیدا نیاز وجود دارد. زیرا این کار باید به صورت گروهی صورت گیرد تا به نحو احسن انجام شود. تکنسین بودن جایگاه خوبی برای شروع است، که منجر به ایجاد خلاق تر در این حرفه می شود.


منبع: designweek.co.uk
میزان رضایت شما از این مقاله: